تبليغاتX
حواء

یکی از دوستام چند روز پیش تو وبلاگش درباره ی یه موضوع جالب نوشته بود که بد ندیدم دوباره راجع بهش بنویسم:

راجع به اینکه چه طور اکثر زنان در گذشته حتی از حق درس خوندن و کار کردن بیرون از خونه (حتی تو یه محیط ساده و کاملا زنونه) محروم بودن و چه طور حالا اینقدر نگرش نسبت به اونها تغییر کرده که نه تنها کار کردن و درس خوندنشون بد نیست بلکه مادر ها موقع زن گرفتن برای پسرشون گاها دنبال یه دختری میگردن که درآمد قابل توجه داشته باشه، بتونه کمک خرج باشه ، خونه و ماشین هم اگه داشت که چه بهتر! ، حالا سنش هم از پسرشون بیشتر بود چندان اهمیتی نداره تا به اصطلاح مثل یه مادر پسرشون رو تر و خشک کنه!!!

حالا اینکه اصولا مادری کردن یه زن برای شوهرش چقدر از نظر روانشناسی و ارتباط عاطفی و ... درسته خودش جای بحث داره که حتما سعی می کنم راجع بهش تا اونجا که میدونم بنویسم اما نکته ای که توجه منو جلب کرد این بود:

درسته که نگرش تا حد زیادی نسبت به زن ها تغییر کرده و درسته که خیلی از محدودیت های قبل از بین رفته ولی آیا واقعا همه ی محدودیت ها و فشار ها محو شدن؟؟!

یا مثلا زنی که بعد از ازدواج می تونه سر کار بره اما باید سر ماه تمام حقوقش رو خرج خونه کنه چون از اول روی در آمدش حساب شده بوده!، و از طرفی شستن و پختن و نظافت و اتو کشیدن هم که هیچ... کار خود زنه! خیلی از مادر بزرگش خوشبخت تره؟

سوال من اینه: اگه قراره برابری باشه وحقوق از دست رفته زن بهش برگرده و زن بتونه مثل مرد تو فعالیت های بیرون از خونه فعالیت داشته باشه، قراره در نهایت وضعیت کی مطلوب تر شه؟

                                                                      زن یا مرد

آیا چرخش از نوع 360 درجه به معنی برگشتن سر جای اول نیست؟

+ نوشته شده توسط حواء در شنبه 1387/09/02 و ساعت 20:15 |