تبليغاتX
حواء

روزي مردي ثروتمند در اتومبيل جديد و گران قيمت خود با سرعت فراوان از خيابان كم رفت و آمدي مي گذشت.

ناگهان از بين دو اتومبيل پارك شده در كنار خيابان يك پسر بچه پاره آجري به سمت او پرتاب كرد.پاره آجر به اتومبيل او برخورد كرد .

مرد پايش را روي ترمز گذاشت و سريع پياده شد و ديد كه اتومبيلش صدمه زيادي ديده است. به طرف پسرك رفت تا او را به سختي تنبيه كند.

پسرك گريان با تلاش فراوان بالاخره توانست توجه مرد را به سمت پياده رو، جايي كه برادر فلجش از روي صندلي چرخدار به زمين افتاده بود جلب كند.

 پسرك گفت:"اينجا خيابان خلوتي است و به ندرت كسي از آن عبور مي كند. هر چه منتظر ايستادم و از رانندگان كمك خواستم كسي توجه نكرد. برادر بزرگم از روي صندلي چرخدارش به زمين افتاده و من زور كافي براي بلند كردنش ندارم.

"براي اينكه شما را متوقف كتم ناچار شدم از اين پاره آجر استفاده كنم ".

مرد متاثر شد و به فكر فرو رفت... برادر پسرك را روي صندلي اش نشاند، سوار ماشينش شد و به راه افتاد ...

  در زندگي چنان با سرعت حركت نكنيد كه ديگران مجبور شوند براي جلب توجه شما پاره آجر به طرفتان پرتاب كنند!

 خدا در روح ما زمزمه مي كند و با قلب ما حرف مي زند.

 اما بعضي اوقات زماني كه ما وقت نداريم گوش كنيم، او مجبور مي شود پاره آجري به سمت ما پرتاب كند.

                                        اين انتخاب خودمان است كه گوش كنيم يا نه!

+ نوشته شده توسط حواء در یکشنبه 1387/03/12 و ساعت 23:53 |
توصیه هایی از  وارنر دومین مرد ثروتمند دنیا:

الف) پول انسان را نمي سازد، بلكه انسان است كه پول را ساخته.

ب) تا حد امكان ساده زندگي كنيد.

ج) آنچه دیگران می گویند انجام ندهید، وفقط به آنها گوش کنید. تنها کاری را انجام دهید که از انجام آن احساس خوبی دارید

د) بدنبال ماركهاي معروف نباشد. آن چيزهائي را بپوشيد كه به شما احساس راحتي دست ميدهد.

 ه) پول خود را بخاطر چيزهاي غير ضروري هدر ندهيد. تنها بخاطر چيزهائي خرج كنيد كه واقعا به آنها نياز داريد.

و) نكته آخر اينكه، اين زندگي شماست. چرا به ديگران اين فرصت را مي دهيد كه براي زندگيتان تعيين تكليف نمايند؟

+ نوشته شده توسط حواء در یکشنبه 1387/03/12 و ساعت 23:49 |
شعر قشنگی دیدم که به نظرم از شفیعی کدکنی است براتون میارم لذتش رو ببرید:

دارم سخنی با تو و گفتن نتوانم

وین درد نهان سوز نهفتن نتوانم

تو گرم سخن گفتن و از جام نگاهت

من مست چنانم که شنفتن نتوانم

+ نوشته شده توسط حواء در یکشنبه 1387/03/12 و ساعت 23:12 |
سلام

پنجشنبه و جمعه ی هفته ی پیش یعنی ۹ و ۱۰ خرداد، بچه ها رو از طرف انجمن علمی پژوهشگری دانشکده برده بودیم اردو ی کاشان. به نظر کارمون خوب می اومد. به خصوص با کمک بچه های انجمن قبلی . این رو از خوندن برگه های نظر بچه ها فهمیدیم...

البته به علاوه ی چیز های دیگه ...

یکی از اون ها این بود :" آدم ها اگر بدونن کلمه به کلمه حرف هاشون ،می تونه یه ذهنی رو عصبی و داغون کنه حتی اگر مثلا شوخی کرده باشند،یا منظوری نداشته باشند، دیگه به راحتی هر کلمه و جمله و حرفی رو بکار نمی برن اون هم توی جمع"

 این هم یکی از عکس هامون:

 

+ نوشته شده توسط حواء در یکشنبه 1387/03/12 و ساعت 23:5 |